فضای آشنایی بیشتر را فراهم کنید(قبل از ازدواج)

فضای آشنایی بیشتر را فراهم کنید(قبل از ازدواج)
 
بسمه تعالی




با سلام و آرزوی سلامتی و تعالی روز افزون


سوالات را به صورت بازجویانه نپرسید.می توانید اول نظر خودتان را بگویید و بعد به طرف مقابل بگویید شما چطور؟

بعد از مطالعه ی تمام موارد و پیدا کردن دیدگاه و نظر شخصی در خصوص هر مورد ، لازم است با طرف مقابل خود به گفتگو نشسته و ضمن مطرح کردن دیدگاه خود و شنیدن دیدگاه های او ، به توافق های سالمی در خصوص هر مورد برسند .

تا آنجا که امکان دارد و شرایط شخصی و اجتماعی طرفین اجازه می دهد ، لازم است که در خصوص اکثریت مطالب گفتگو شود .

توصیه می شود که حتماً این جزوه چندین بار مطالعه گردد و در صورت امکان پاسخ ها و دیدگاه های شخصی برای مرور مجدد توسط خود فرد و انجام اصلاحات لازم ثبت گردد .

ـ توصیه می شود که گفتگو ها در طی چندین جلسه 1 ساعته و در طی حداقل یک فاصله زمانی 2هفته ای باشد .

توصیه می شود که طرفین بعد از آنکه در خصوص محتوای جزوه با هم گفتگو نموده و به توافق های لازم دست یافتند ، به متخصص مشاوره ازدواج و خانواده مراجعه نموده و در خصوص مناسب بودن و کیفیت توافق های انجام شده ، راهنمایی های لازم را دریافت نمایید .

راهنمای ازدواج

ـ کدام یک از دو جمله ی زیر به نظر شما درست است ؟

اول : عشق به همدیگر و بعد بدست آوردن آشنایی.

دوم : آشنا شدن با همدیگر و بعد رشد دادن عشق .

ـ به نظر شما یک زوج قبل از ازدواج در خصوص چه مواردی باید با هم گفتگو نمایند ؟ از لحاظ زمانی چقدر باید وقت اختصاص دهند ؟

آیا حاضرید در مورد موارد زیر اطلاعاتی در اختیار همدیگر قرار دهید ؟

نام ، نام خانوادگی ، سن ، محل تولد ، میزان تحصیلات هر کدام ، شغل و سابقه ی شغلی هر کدام ، چندمین فرزند خانواده هستید . رشته ی تحصیلی ، در قید حیات بودن و نبودن اعضاء خانواده ، تعداد خواهران و برادران و خصوصیات سنی ، تحصیلی ، شغلی و ازدواج هر کدام ، محل یا شهر زندگی هر خانواده ، پدر و مادر و شغل و سن و تحصیلات هر کدام ، با چه کسی یا چه کسانی در حال حاضر زندگی می کنید ؟

ـ آیا تصمیم دارد که بعد از ازدواج مستقل از خانواده باشد ؟ آیا توانایی مستقل شدن را دارد ؟

ـ نظر هر کدام در مورد زندگی مشترک یا مستقل از خانواده ها چیست ؟

ـ آیا در حال حاضر مستقل (از لحاظ منزل) زندگی می کند ؟ چگونه این طور شده است ؟

ـ خانواده های هر کدام در مورد استقلال آنها چه نظری دارند و آیا این اجازه را به آنها می دهند ؟

ـ آیا خود فرد توانایی عاطفی و روانی مستقل شدن از والدین خود را دارد ؟

ـ فکر می کنید که امروزه استقلال به ویژه استقلال عاطفی و روانی از خانواده تا چه حد در زندگی مشترک تأثیر گذار است ؟

ـ آیا توانایی استقلال و برخورداری مادی مناسب دارید ؟

ـ آیا فکر می کنید که ازدواج جزء جدایی ناپذیر و ضروری زندگی است ؟ آیا فکر می کنید که هر انسان سالمی باید در طول زندگی حتماً ازدواج کند ؟ دلایل شما چیست ؟

ـ شما چرا می خواهید ازدواج کنید ؟



ـ انگیزه ی شما برای ازدواج چه قدر است ؟ به عبارت دیگر تا چه حد نیاز به ازدواج را در خودتان احساس می کنید ؟

ـ آیا ممکن است که شما به خاطر رها شدن از شرایط خانوادگی فشار آور ازدواج کنید ؟

ـ آیا ممکن است شما به خاطر نگرانی از بالا رفتن سن ازدواج کنید ؟

ـ آیا انگیزه ی شما ازدواج ناشی از نیاز خودتان است یا این که به دلیل وسوسه ها یا فشارهای دیگران می خواهید ازدواج کنید ؟

ـ شما فکر می کنید ازدواج تا چه حد در حفظ سلامتی روحی و روانی و جسمانی انسان موثر است ؟

ـ هدف های شما در زندگی تا به حال چه بوده اند و بعد از این چه خواهند بود ؟ اولویت آنها چیست ؟

ـ هدف های شما با هدف های خانواده تان (از این به بعد) چقدر همانند است ؟

ـ هدف های شما با هدف های خانواده تان قبل از این چقدر همانند بوده است ؟ اگر همانند نبوده یا اختلاف نظر احتمالی ایجاد شده چه می کرده اید یا چه خواهید کرد ؟ آیا تأثیری در تصمیم گیری های شما خواهد داشت ؟

ـ الگوی همسر ایده آل از نظر شما چیست ؟ قبلاً چه بوده است ؟

ـ الگوی همسر ایده آل از نظر خانواده شما چیست ؟

ـ آیا تفاوتی در نظرات شما و خانواده تان نسبت به الگوی همسر ایده آل وجود دارد؟

ـ اگر تفاوتی وجود دارد نتایج احتمالی آن چیست و چگونه با آن کنار خواهید آمد ؟

ـ اطرافیان شما در طرز فکر و نگرش و انگیزه شما نسبت به ازدواج چه تأثیری داشته اند ؟

ـ خصوصیات فردی مانند چاقی ، لاغری ، زیبایی (جذابیت صورت و کلام و تناسب اندام) قد ، وزن و تیپ داشتن چقدر برای شما مهمند ؟

 
ادامه نوشته

انحطاط و تشویش در سبک زندگی

مادیات و خودخواهی کانونهای سبک زندگی ما شده است

بر اساس تجربه‌ای که در مشاهدات بین‌المللی از جوامعی چون ترکیه، مالزی، کشورهای عربی و اروپایی داشته‌ام اولین وجه مقایسه‌ای که می‌توان در خصوص سبک زندگی ایرانی و همه این کشورها در نظر گرفت و البته بر خلاف ادعاهایی که عموماً در میان ما وجود دارد این است که میانگین ایرانی خیلی دنیا دوست است. علاقه عمیقی به دنیا و مال دنیا دارد ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازی آنرا استتار می‌کند. از این دنیا هم، پول، لوازم زندگی، نمایش خانه، ویلا و اتومبیل به دیگران سهم مهمی از دنیادوستی ایرانی دارد. در مقایسه، یک دانمارکی برای نقاشی، موزه، هنر، کتاب، آخرین رمانها، کنسرت، تئاتر، دوستان فرهنگی، کشف کشورها و فرهنگهای دیگر، جا باز می‌کند. در سبد کالاهای میانگین ایرانی، این موارد تقریباً تعطیل است. کافی است صورت آرام و خوش‌رنگ یک شهروند معمولی ترکیه را با یک ایرانی مضطرب و همیشه در حال پول جمع کردن مقایسه کنید.





ظاهر و باطن میانگین ایرانی بالای 50 درصد شکاف دارد

این یک پارادوکس است چرا که در جامعه‌ای زندگی می کنیم که مباحث دینی و اخلاقی در آن سهم مهمی از تبلیغات و آموزش را دارد. برای نمونه این مباحث توسط رسانه‌ها، از طریق فضای عمومی، از طریق آموزش و از طریق کتب مذهبی طرح و عنوان می‌شود و آموزش معنوی و دینی جایگاه زیادی دارد اما این بعد دینی به نظر می رسد بیشتر بعدی ذهنی است. یعنی یک مداری در ذهن میانگین ایرانی هست که ارتباط بسیار محدودی با عمل فرد ایرانی دارد. نکته دوم این است که بخشی از فرهنگ ما تکرار آموزه‌های اخلاقی و دینی است. یعنی شما اگر در طول یک روز هزار نفر ایرانی را نمونه انتخاب کنید مشاهده خواهید کرد که آنها خیلی تذکر می دهند و نکات اخلاقی را مورد اشاره قرار می‌دهند و واژگان دینی، معنوی و اخلاقی زیادی را به کار می برند. واژگانی مانند انسانیت، خدا، پیغمبر، پاکی، وجدان، محبت، صداقت، شرافت، راستگویی و وظیفه دائماً مورد استفاده ماست، اما پرسش اینجاست که انعکاس این واژه‌ها در زندگی و عمل ما چیست؟ نیم کره ذهنی ما با نیم کره عملی ما تقریباً هیچ ارتباطی با هم ندارند.

نکته‌ای که حالت معماگونه دارد این است که دایره ذهنی اخلاقی و دایره بیان اخلاقی چه ارتباطی با عمل اجتماعی ما دارد؟
من در منطقه نیاوران تهران به راننده اتومبیلی که سوبله (و نه دوبله) ایستاده بود با زبان خیلی ملایمی گفتم لطف می‌کنید قدری جلوتر پارک کنید چون ترافیک سنگینی در نتیجه توقف شما ایجاد شده است. پاسخ ایشان این بود که من هر کاری دوست داشته باشم می کنم. در اعتراض شهروند دیگری، وی گفت زیاد حرف بزنید شما را مچاله می‌کنم بعد می‌اندازم در جوب. در مورد جملات این راننده متخلف، می توان تحقیقات گسترده‌ای درباره فرهنگ خودخواهانه ایرانی انجام داد.

انعکاس اخلاق و معنویت و انسانیت در زندگی و عمل ما بسیار محدود است

در اینجا قصد این است که رابطه بین ذهن و عمل را در خصوص سبک زندگی مورد بررسی قرار دهیم. تحقیقاً هیچ ملتی در دنیا به اندازه ایرانی‌ها از اخلاق و معنویت و انسانیت صحبت نمی‌کنند، اما انعکاس این در زندگی و عمل ما بسیار محدود است. این اولین نقدی است که به زندگی ایرانی وارد است که چرا اینقدر ظاهر اخلاقی و معنوی دارد، ولی باطن مادی. بعضی رسانه‌ها که به اروپایی‌ها حمله می‌کنند و می‌گویند آنها مادی هستند، مفید خواهد بود اگر بروند در میان آنها زندگی کنند و بعد منصفانه قضاوت کنند که ما مصرف‌گراتر هستیم یا آنها. ما به پول و جمع کردن مال دنیا و مقام و منصب وابسته‌تر هستیم یا آنها؟ بنابراین، اینگونه باید تبیین کنیم که مادیات در سبک زندگی ایرانی جایگاه بسیار کانونی دارد. جمع کردن پول و امکانات و داشتن سمت و منصب برای میانگین ایرانی بسیار مهم و بلکه تمام زندگی است.

خوشبختی را با راحتی اشتباه گرفته‌ایم

کم می‌شناسم افرادی را که حتی اگر به پول و امکانات هم می‌رسند از آن برای بهره‌برداری بهینه از زندگی استفاده بکنند. به جای ارتقاء کیفیت زندگی، مصرف‌گراتر می شوند. به نظر می‌رسد بسیاری از ما، خوشبختی را با راحتی اشتباه گرفته‌ایم و فکر می کنیم تجملات یعنی ایده‌آلهای زندگی. بسیاری از ما، هدفی بالاتر از تأمین غرایز اولیه نداریم. خلق کنیم؛ تولید کنیم؛ کار به جا ماندنی انجام دهیم؛ چنین افرادی در اقلیت محض هستند.

یک دلیل مهم علاقه ما به دارایی و مادیات برای نمایش به دیگران و فخرفروشی است. از یک نفر که مدتی قبل در منطقه فرشته تهران قتلی را مرتکب شده بود پرسیدند که چرا این کار را انجام دادید گفته بود که مقتول پولش را خیلی به رخ من می‌کشید. شاید فرهنگی که 45 سال پیش در مناطق فرودست تهران حاکم بود الان در منطقه فرشته تهران می‌بینید. یعنی قتل، درگیری‌ها و نزاعهای خیابانی در تهران به خاطر فخرفروشی و مسائل غریزی و مادیات است.


ادامه نوشته

سايکودرماتولوژی (ارتباط عوامل روان شناختی و بيماری‌های پوست)


سايکودرماتولوژی (ارتباط عوامل روان شناختی و بيماری‌های پوست)

Psychodermatology



رشد فزاينده اعمال جراحی زيبايی، رژيم غذايی و صنعت مد، تماماً نشان‌دهنده شاخص‌های سرمايه‌گذاری بزرگ جوامع روی صنعت ظاهر می‌باشد. در جهان غرب، مردم به طور مداوم با اين پيام روبرو هستند: مردم جذاب: محبوب، شاد، موفق، جالب و اغلب دوست داشتنی و قابل ستايش هستند.(پاپادوپولوس و واکر، 2003). در نتيجه، در اين شرايط افراد مبتلا به بيماری‌های پوستی استرس فراوانی تحمل می‌کنند و فکر می‌کنند توسط ديگران رد می‌شوند، و خجالت يا شرم را تجربه می‌کنند (کلت و گيلبرت، 2001).

پوست رابطهای مشخص با روان دارد و نيز دارای پيامدهای روانی قوی است. پوست دارای سيستم پيچيده غدد، عروق خونی، اعصاب و عناصر عضله می‌باشد، بسياری از آن‌ها توسط سيستم عصبی خودکار کنترل می‌شوند و می‌توانند تحت تاثير محرک‌های روانی قرار گيرند. اين دارای ظرفيت توانايی موثر بر پوست و اختلالات مطرح شده می‌باشد. نظريه‌های مختلف؛ مکانيسم روان‌شناسی در اختلالات پوستی مختلف را مطرح می‌کنند (پاپادوپولوس و کراسنی، 1999).

در حيطه ادبيات psychodermatological ، تا حد زيادی اتفاق نظر وجود دارد که اختلالات پوست، تاثير منفی بر سلامت روانی و عاطفی برخی از بيماران دارد. در واقع، پژوهش‌ها شواهدی فراهم نموده است که از جمله تغيير ظاهر بيمار می‌تواند تاثير رفتاری عاطفی و شناختی عميق روی افراد مبتلا به اين بيماری‌ها داشته باشد(گريفيث و ريچاردز، 2001، تامپسون و کنت، 2001).

با توجه به عدم آموزش و آگاهی در پوست، برخی از بيماری‌های پوستی وابسته با اين مسائل می‌باشند. اين عدم آگاهی بدان معنی است که بيمار پوستی ممکن است فکر کند برخی از مردم نسبت به آنها واکنش منفی نشان می‌دهند و يا با آنها متفاوت برخورد می‌کنند. در نتيجه، بيمار ممکن است احساس پريشانی يا بی‌آبرويی کند و در نتيجه شروع به جلوگيری از برخی از فعاليت‌های اجتماعی نمايد تا اين ضايعات آشکار نشود، مانند شنا، يا مواردی که شامل صميميت بالقوه با شخص ثالث است، مانند قرار ملاقات و يا نمايش فيزيکی محبت و ابراز احساسات.

در بيماران مبتلا به آکنه نشان داده شده است که آنها از در معرض قرار گرفتن اجتماعی اجتناب می ورزند و ضايعات پوستی خود را پنهان می‌نمايند (کلت و گيلبرت، 2001). بيماران مبتلا به پسوريازيس نيز از رفتارهای مقابله‌ای اجتناب می‌نمايند، که نامربوط به شدت وضعيت آنها است و اين حدس و گمان مربوط به انگ زدن و رد اجتماعی می‌باشد (گريفيث و ريچاردز، 2001). بيماران پوستی ‍ از اين استراتژی های ناکارآمد رفتاری برای مديريت تصوری که در مورد رفتار ديگران دارند استفاده می‌کنند و استفاده مکرر از آنها نشان‌دهنده نگرانی در مورد محروميت اجتماعی می‌باشد (تامپسون و همکاران، 2002).

اغلب توسط بيماران پوستی احساس اضطراب، عدم اطمينان و درماندگی گزارش می‌شود. بيمار ممکن است درباره رفتارها يا اقدامات ممکنی که کمک به پيشرفت آن می‌نمايد بدون آگاهی از اينکه چه زمانی و چگونه ايجاد می‌شود، احساس نگرانی نمايد.

نه تنها خانواده و/ يا دوستان، حتی متخصصان سلامت نيز به اثرات روانی بيماريهای پوستی و چالشی که بيماران با آن مواجه می‌شوند، توجه کمی داشته اند. از آنجا که بيماری‌های پوستی، ندرتاً حيات فرد را تهديد می‌کنند، اهميت دادن به آنها اغلب توسط کارشناسان بهداشت به حداقل می‌رسد. برخی پزشکان تمايل به قضاوت درباره وخامت وضعيت پزشکی به لحاظ شدت آسيب‌شناختی به جای کيفيت زندگی دارند. در نتيجه آن‌ها بسياری از بيماری‌های پوستی را بی‌اهميت قلمداد ميکنند. بيماران احساس می‌کنند که وقت پزشک خود را می‌گيرند. آنها همچنين ممکن است تا حدی احساس ناراحتی کنند که چرا جدی گرفته نمی‌شوند. از اين رو، مشاوره با متخصصان می‌تواند کاملاً مشکل‌ساز باشد (پاپادوپولوس و واکر، 2003).



روش‌های روانی مانند روانکاوی و هيپنوتيزم نيز همانند روش‌های رفتاری (ولپه، 1980) و درمان شناختی رفتاری (پاپادوپولوس و همکاران، 1999 b ) برای درمان افراد مبتلا به اختلالات پوستی استفاده شده است .در واقع، چنين مداخلاتی باعث ايجاد پيشرفت‌های قابل توجهی در شرايط پوستی، مانند درماتيت آتوپيک (اگزما)، پسوريازيس، ويتيليگو و بيماری ويروسی شده است و به بيماران برای بهبود رفاه و کيفيت زندگی کمک کرده‌اند (کول و همکاران، 1988؛ پاپادوپولوس و همکاران، 1999 a ).

تمرکز بر روی مسائل منحصر به فرد مربوط به بيماران پوستی نياز زيادی برای ارزيابی سيستماتيک برای تعيين درمان و اثر روش‌های مختلف مشاوره و گسترش درمان‌های روانی دارد. برای بررسی روش برای شرايط پوست‌های گوناگون پژوهش‌های آينده بايد به دنبال ابزارهای مختلف با استفاده از طرح‌هايی باشد که آنها را مقايسه می کند . بنابراين، مطالعات کنترل شده بايد به گونه ای طراحی شود که به مقايسه تفاوت بين اثر درمانهای مختلف روانی و نيز مدت متفاوت مرحله‌ای از بيماری بپردازند. علاوه بر اين، پژوهش‌های آينده بايد به دنبال پرداختن به عواملی، مانند انگيزه، پايبندی به درمان و انتظارات درمان باشند. در کل، به نظر می‌رسد که نتيجه مثبت درمان به متغيرهای غير اختصاصی وابسته است.

مداخلات روانشناختی می‌تواند اثرات مهمی بر شدت اختلالات مزمن پوست ارائه دهد که چشم انداز هيجان انگيز و اميدوار کننده‌ای برای مديريت بيماران پوستی می‌باشد. بديهی است، ما يک راه طولانی برای درک رابطه بين عوامل روانی و پوستی داريم. آموزش عموم مردم در مورد مسائل مربوط به مشاوره و اثربخشی آن در شرايط پوست مورد نياز است.

باورهای غلط در مورد خدمات روانی و همچنين خود بيماران روانی ممکن است مانع از حضور آنها در درمان شود. با اين حال، به عنوان متخصصين سلامت، می توانيم با اطلاعات جامع در مورد روش‌های روانی شروع به غلبه بر اين موانع ارائه شده توسط بيماران نماييم و به آنها برای استفاده موثرتر و بهره مندی از سود حاصل از مداخلات روان شناختی در دسترس به آنها کمک کنيم.

در نهايت، شرايط پوستی نيز مانند بيماری‌های ديگر، از طريق تحقيق نياز به ارزيابی دارند هم از لحاظ اثرات هدف از اين بيماری، و هم از لحاظ ذهنی و روانی و تجربه بيمار. تکنيک‌های روان‌شناختی وجود دارد که ما اميد داريم به وسيله آن‌ها سلامت بيماران را بهبود ببخشيم.

REFERENCES:



Walker, C. Papadopoulos,L.(2005). Psychodermatology: The Psychological Impact of Skin Disorders. Cambridge University Press: New York


  اين کتاب توسط دکتر احمد عليپور و حسن عبداله زاده در حال ترجمه است.






هوش اخلاقی




برخی زن‌‌ها فکر می‌‌کنند زندگی مشترک یعنی زندگی کردن مثل دوقلوهای به هم چسبیده!!   

مردها از این که به صورت مداوم تحت نظر باشند بیزارند. برای آنها گرفتن رمز عبور رایانه‌هایشان، چک کردن تلفن‌‌ها یا حساسیت نسبت به همکاران، می‌‌تواند نشانه نابود شدن رابطه با همسر و نابود شدن زندگی باشد. چیزی که بیشتر از همه مردها را از ازدواج فراری می‌‌دهد، ترس از محدودیت و همین کنترل شدن‌هاست. به جای اینکه با شوهرتان مانند بازپرس‌‌ها رفتار کنید و زندگی‌تان را وارد همان چالش‌هایی کنید که از آنها می‌‌ترسید، سعی کنید با ایجاد فضایی گرم و با محبت در خانه، پایه‌های زندگی مشترک‌تان را محکم‌تر کنید. متاسفانه برخی خانم‌‌ها با مردهایی ازدواج می‌‌کنند که به هر دلیلی نسبت به آنها شک دارند. آنها بعد از ازدواج با اعمال کنترل‌های بیش از اندازه می‌‌خواهند شک خود را بیازمایند. این کار نه تنها اشتباه است بلکه نشان از اختلال‌های روانی و رفتاری خود خانم‌‌ها دارد.

اگر واقعا نسبت به کسی شک دارید اصلا با او ازدواج نکنید چون هیچ زندگی موفقی را نمی‌توان روی شک و تردید بنا کرد. اگر همسرتان به هر دلیلی قابل اعتماد نیست، خدای ناکرده دنبال زن‌های دیگر است یا مثلاً بدون مشورت با شما پولش را به هدر می‌‌دهد یا... او نیز دچار اختلال است و چنین اختلال‌هایی با کنترل شما رفع نخواهد شد. اگر زندگی شما دچار مشکل یا مسئله است این مسئله را با کمک متخصص رفع کنید. چک کردن، کنترل کردن و گوش ایستادن روش موثری برای درمان نیست!

/=/



متاسفانه برخی زن‌‌ها فکر می‌‌کنند زندگی مشترک یعنی زندگی کردن مثل دوقلوهای به هم چسبیده. آنها انتظار دارند همسرشان از همان لحظه‌ای که از محل کارش خارج می‌‌شود، دربست در اختیار‌شان باشد و با این کار عشقش را به زندگی مشترک ثابت کند! خود این زن‌‌ها هم زندگی‌شان را محدود به همسرشان می‌‌کنند و چون از همه فرصت‌‌ها و خواسته‌هایشان می‌‌گذرند، چنین انتظاری را از همسرشان هم دارند. اما واقعیت این است که کسی از آنها نخواسته از فرصت‌هایشان بگذرند. یک مرد معمولی، دوست دارد همسرش یک زندگی عادی و همچنین دوستانی داشته باشد که گاهی با آنها وقت بگذراند. گاهی به تنهایی احتیاج داشته باشد و به فکر آینده و پیشرفتش هم باشد. یک مرد معمولی خودش هم به همین شیوه زندگی می‌‌کند و اگر کسی انتظاری جز این داشته باشد، خیلی زود با او به مشکل برمی‌خورد.

/=/

برخی از خانم‌‌ها گمان می‌‌کنند توجه همسرشان به زن‌های دیگر، تقصیر آن زن‌هاست، در نتیجه می‌‌خواهند با بدگویی از آن زن‌‌ها و تلاش برای تخریب چهره آنها، آن زن‌‌ها را از چشم شوهرشان بیاندازند و به خیال خود، زندگی مشترک خود را نجات دهند. متاسفانه این زن‌‌ها فکر می‌‌کنند، تحقیر خانم‌های دیگر در مقابل همسرشان و برجسته نشان دادن عیب‌های آنها می‌‌تواند تصور همسرشان را نسبت به زن‌های دیگر تغییر دهد. اما این جملات منفی، دقیقاً همان حرف‌هایی است که مردها از شنیدن‌شان بیزارند. در واقع مردها اهمیت نمی‌دهند که شما چه نظری در مورد خانم‌های دیگر دارید. آنها دنیا را همانطور که خودشان می‌‌خواهند می‌‌بینند؛ پس با انتقال این قضاوت‌های اغراق شده، توجهشان را به موضوعی که از آن هراس دارید، جلب نکنید. قضاوت شما نمی‌تواند وفاداری همسرتان را کم و زیاد کند. بنابراین اگر به محبت همسرتان شک دارید، یا گمان می‌‌کنید نظر او به سمت زن دیگری جلب شده است، به‌جای تخریب و ابراز تنفر از آن زن، ریشه مشکل را پیدا کرده و ارتباط خود با همسرتان را بازسازی کنید.

بهداشت روانی (Mental Health)

نگاه کلی


کلمه بهداشت روانی چقدر برای شما آشناست؟
چه ارتباطی بین بهداشت روانی و اختلالات روانی وجود دارد؟
چگونه می‌توانیم بهداشت روانی خود را حفظ کرده یا بهبود ببخشیم؟
واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامه‌های تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونه‌ای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم می‌شود. ولی آنها همپوشی‌های زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند).

بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با "عملکرد فردی – اجتماعی" و آسیب‌های روانی – اجتماعی" دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه‌های متعدد بهداشت روانی در سه بعد " پیشگیری ، درمان و توانبخشی" می‌شود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیت‌های بهداشت روانی است.

تعاریف بهداشت روانی


تعریف سازمان بهداشت جهانی
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."


تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا
انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربو به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی."


عوامل موثر بربهداشت روانی
بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می‌گیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی می‌شود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : "عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.


ابعاد بهداشت روانی


پیشگیری نوع اول (Primary Prevention)
هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، "با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال" بدست می‌آید." برنامه‌های آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و...)، برنامه‌های بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامه‌های تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستم‌های حمایت اجتماعی (نظیر بیمه‌های درمانی ، ایجاد و حمایت از گروه‌های محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)" نمونه‌های پیشگیری نوع اول می‌باشد.


پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention)

هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریه‌ها و اقدامات درمانی نظیر "دارو درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ، روانکاوی و ..." در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار می‌گیرد.


پیشگیری نوع سوم
هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از توانایی‌های از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونه‌ای مفید و سازنده به زندگی "خانوادگی ، اجتماعی و شغلی" خود باز گردد. در واقع برنامه‌های این بعد با "توانبخشی" (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل می‌کند.


چشم انداز بحث
موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای "مردم ، سازمانها و دولتها" بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفت‌های "علمی ، صنعتی و..." جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف می‌کنند و در کنار آن با تدوین برنامه‌های جامع از "سازمان‌ها و منابع محلی – اجتماعی" نیز استفاده می‌کنند. متاسفانه ایران از این حرکت جامعه بشری به دور مانده است.

بطوری که افراد و بیماران دچار مشکلات روحی از ابتدایی‌ترین حق خود یعنی بیمه خدمات درمانی بهداشتی محروم هستند و تاکنون هیچگونه نشانه و حرکت موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد در دولت دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار "مشکلات روحی – روانی" افراد "فراموش شده" در ایران هستند

مقالات بهداشت رواني

شما مي توانيد با گرفتن شماره: 9092301434 از طريق خطوط تلفن ثابت استان تهران و شماره 9099070319 از طريق خطوط تلفن ثابت سراسرکشور از خدمات مشاوره روانشناسي استفاده كنيد.
مشاوره: ازدواج- خانواده- افسردگي- اضطراب- تحصيلي

اگر به هر دلیلی نمی توانید تماس بگیرید. نگران نباشید ما تماس می گیریم!!

::: شما تماس نگیرید ما تماس می گیریم!! :::

ضمنا جهت مطالعه مقالات از سایت  www.ravanshenasan.com  دیدن فرمایید.


10 راه ساده برای آرامش بخشیدن به زندگی

10 راه ساده برای آرامش بخشیدن به زندگی...
زندگی در بهترین حالت خود، آشفته و پرهرج و مرج است. همه ما همیشه در عجله هستیم، چند کار را به طور همزمان انجام می دهیم و سعی می کنیم برای همه آدم ها همه کار بکنیم و ندرتاً وقت کافی برای خودمان می گذاریم. همه ما در جستجوی آرامشیم اما

12راه برای داشتن نگرش مثبت
12راه برای داشتن نگرش مثبت

7 راه براي آرام كردن يك همسر عصباني

7 راه براي آرام كردن يك همسر عصباني

اختلاف نظر بین دو نفر طبیعی است. طبیعی تر از آن اختلاف نظر میان دو جنس مخالف است. درست است که همسران اغلب به معیار تفاهم با هم ازدواج می کنند ولی این تفاهم به معنای هم عقیده بودن در همه جریانات زندگی نیست.

خیلی وقت ها همسران بر سر یک مسئله هر چقدر هم بی ارزش با هم اختلاف عقیده پیدا کرده و بارها و بارها از دست هم عصبانی می شوند.


شادي، گمشده در اختلالات رواني
شادي، گمشده در اختلالات رواني

عموم كارشناسان سلامت روان بر نقش و اهميت شادكامي در زندگي تاكيد كرده و آن را از مهم‌ترين علل ارتقاي سلامت روان در افراد جامعه مي‌دانند؛ با اين حال، به نظر مي‌رسد شادي، حلقه مفقوده سلامت روان در جامعه‌ ماست؛ جامعه‌اي كه در آن، روش‌ها و بهانه‌هاي گوناگوني براي گريستن به رسميت شناخته‌شده، اما روش‌هاي ابراز شادماني، بسيار محدود و مبهم است.هفته پيش، دكتر محمد‌رضا خدايي، رئيس بيمارستان رازي، با اشاره به اين‌كه اختلالات رواني ساده مي‌توانند زمينه بروز بيماري‌هاي رواني را ايجاد كنند، گفت: كاهش شادي در جامعه از مهم‌ترين علل بروز اين اختلالات رواني است و بايد تلاش كنيم شادي و اميد را در جامعه تقويت كنيم.او در گفت‌وگو با ايرنا افزود: متاسفانه در جامعه ما ارتباطات چهره به چهره كمتر شده و اين روابط جاي خود را به ارتباطات اينترنتي داده‌اند و همين امر باعث شده كه روز به روز بر شيوع اختلالات رواني افزوده شود.

اما باوجود نقش غير‌قابل انكار شادكامي در زندگي آيا مي‌توان صرفا كاهش يا نبود آن را از مهم‌ترين علل بروز بيماري‌هاي رواني دانست؟


با خطاهای شناختی بیشتر آشنا شویم
با خطاهای شناختی بیشتر آشنا شویم



به جای این جملات، این جملات را به کار ببرید!

به جای این جملات، این جملات را به کار ببرید!


 
ادامه نوشته

»  »پيام رياست سازمان نظام روان‌شناسي و مشاوره جمهوري اسلامي ايران دكتر اللهياري به حضرت حجت الاسلام

برادر ارجمند و انديشمند حضرت حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي دکتر حسن روحاني رييس‌جمهور منتخب و محبوب ايران اسلامي


با سلام و تحيت
سپاس خداوند منان را که الطاف بيکرانش در هنگامه هاي خطير چونان باران بهاري بر سر ملت ايران باريدن گرفت و اميد و زندگي را ديگر بار در بين ملت نجيب ايران زنده کرد. از همان ابتداي ورود حضرتعالي به صحنه انتخابات و ارايه شعار "دولت تدبير و اميد" که في نفسه و در ذات خود شعاري درايتمندانه و مبتني بر درک صحيح و عميق از روح و روان ملت ايران اسلامي بود، موجي از اميد، امنيت و آرامش را در بين اقشار مختلف جامعه برانگيخت. درواقع، اعتماد مردم به حضرتعالي و پيروزي شما در عرصه انتخابات، پيروزي گفتمان " اعتدال و حاکميت منطق"و پيروزي"نگرش خردورزي و اخلاق مداري به کشورداري و حاکميت" است. بي‌ترديد، مفهوم اميد براي مردم نويد بخش سازندگي و نشاط بوده و علم روان‌شناسي ارزش والايي را براي آن قايل است. از منظر علمي تاريخي نيز، منشاء بسياري از نابهنجاري هاي ذهني و رفتاري و کج روي‌هاي اخلاقي ريشه در نااميدي افراد جامعه دارد. از سوي ديگر، اميد محصول ذهني منطقي و خردي نيک‌انديش و سازنده است که همت کارکردن و تلاش را در بين ساير اقشار مي پراکند. جاي بسي سپاس و قدرداني است که با نگاهي ژرف به اين مفاهيم ، اقدامات و فعاليت هاي دولت حضرتعالي بر پايه اين معاني حيات بخش پي ريزي گرديد.
اينجانب به نمايندگي از تمامي روان‌شناسان و مشاوران انتخاب برحق و شايسته حضرتعالي را خدمتتان تبريك مي گويم و بر خود واجب مي دانم به پاس اين حضور پرشور و وحدت آفرين مردم شريف ايران در انتخابات 24 خرداد و خلق حماسه‌اي ديگر كه با رهنمودهاي حکيمانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حضرت‌ آيت الله خامنه اي محقق شد در پيشگاه الهي سجده شكر بجاي آورده و قدرداني نمايم.
جناب اقاي دکتر روحاني، سازمان نظام روانشناسي و مشاوره جمهوري اسلامي ايران آمادگي کامل دارد تا همانند گذشته و با تلاشي مضاعف در "دولت تدبير و اميد" براي برقراري سلامت (در ابعاد مختلف جسماني، اجتماعي، روانشناختي و معنوي)، ايجاد نشاط، اشتغال ورزي در کشور و رونق بخشيدن به تفکر علمي در دانشگاه ها، دوشادوش ساير متخصصان و نخبگان تعاملي سازنده را با دولت داشته باشد. اين سازمان مفتخر خواهد بود با ارائه مشاوره هاي تخصصي در زمينه‌هاي مختلف و انجام آموزش‌ها و پژوهش‌هاي علمي در نهادينه‌سازي و عملياتي کردن برنامه هاي "دولت تدبير و اميد" نقش ذاتي خود را ايفا نمايد.
درخاتمه براي حضرتعالي وساير خدمتگزاران شريف از خداوند سبحان آرزوي توفيق و سربلندي را مسئلت مي نمايم.


دكتر عباسعلي اللهياري
رييس سازمان نظام روان‌شناسي و مشاوره جمهوري اسلامي ايران